حتی اگر تا به حال “ داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی” Scary Stories to Tell in the Dark را نخوانده باشید، داستان‌های آن‌ها را می‌دانید. این کتاب‌ها که تصویرگری آن کار استیون گمل بوده است را نمی‌توان نوشته‌ی آلوین شوارتز دانست، بلکه در اصل توسط او بازگویی شده‌ است. داستان‌های کتاب مجموعه‌ای از افسانه‌ها و داستان‌های محلی هستند. اگر در آمریکا به دنیا آمده باشید، به احتمال زیاد اگر خودتان چندتایی از آن‌ها را تعریف نکرده باشید هم حتما از زبان بقیه آن‌ها را شنیده‌اید.

همچنین بخوانید:
۸ – داستانی ترسناک با اقتباس از افسانه‌های قدیمی

یک داستان ترسناک خوب می‌توان گفت از این لحاظ به خودی خود همیشه زنده است، مثل یک ویروس از یک نفر به نفری دیگر منتقل می‌شود.
چیزی که گفته شد پایه‌ی یک اقتباس سینمایی بسیار هوشمندانه از این مجموعه کتاب‌ها به کارگردانی آندره اوردال و تهیه‌کنندگی گیرمو دل‌تورو و تیم فیلم‌نامه‌نویسان آن‌ها را تشکیل داده است. به جای اینکه فیلم گلچینی از داستان‌های کتاب باشد، «داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» Scary Stories to Tell in the Dark ایده‌ی اصلی آن‌ها را گرفته و از میان آن‌ها یک فیلم ترسناک نوجوانانه خلق کرده است. این فیلم یکی از هوشمندانه‌ترین اقتباس‌هایی است که تابه‌حال دیده‌ام. فیلمی بسیار مبتکرانه و ترسناک.

هسته‌ی اصلی فیلم یک نسخه‌ی ماورایی از کتاب شوارتز و گمل است؛ یک کتاب داستان‌های ترسناک که می‌تواند بفهمد چه کسی در حال خواندن کتاب است. داستان‌های جدیدی در آن ظاهر می‌شود که همه‌شان به نام نوجوانی است که کتاب را در دست گرفته است. اگر اسم شما وارد این کتاب شود، مطمئن باشید اتفاق‌های خوبی در راه نخواهند بود.
این کتاب روزی به زنی به نام سارا بلوز تعلق داشته است، زنی بدنام و ترسناک در شهر کوچکی در پنسیلوانیا به نام میل ولی. سارا دیوانه بوده و به نظر می‌رسد در حقیقت یک جادوگر بوده است. بعد این که چند کودک در میل ولی ناپدید می‌شوند، خانواده‌ی ثروتمند سارا او را در زیرزمین خانه‌شان زندانی می‌کنند. سارا نیز شروع به نوشتن داستان می‌کند. در هالووین ۱۹۶۸ کتاب او به بیرون از خانه راه پیدا می‌کند.

داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی

درست همین موقع است که نویسنده‌ی خوش‌ذوق استلا (زوئی کولتی) و دوستان عجیبش آگی (گبریل راش) و چاک (آستین زاجور) این کتاب را پیدا می‌کنند. برای هماهنگ شدن با حال و هوای ترسناک هالووین، آن‌ها یک بی‌خانمان به نام رامون (مایکل گارزا) را همراه خودشان به خانه‌ی بلوز‌ها می‌برند. استلا کتاب سارا را پیدا کرده و آن را با خود به خانه می‌برد، بعد از آن است که داستان‌‌های کتاب به حقیقت می‌پیوندند. این جاست که چند تا از شخصیت‌های ترسناک گمل را می‌بینیم. طرفداران “ داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی” احتمالا شخیت‌های هارولد مترسک و زن بی‌روح را تشخیص خواهند داد که به طرز فراموش‌نشندنی به تصویر کشیده شده‌اند.
«داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» کاملا مناسب مخاطب نوجوانش است، و حسابی آن‌ها را خواهد ترساند. علاوه برا این آن‌ها را به فکر نیز خواهد انداخت.

داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی

«داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» چیزی فراتر از یک داستان صرفا ترسناک است. اوردل و دل ‌تورو داستان‌شان را در سال‌های منتهی به انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۱۹۶۸ روایت می‌کنند، سال‌هایی که از هر گوشه صدای خبرهایی بد از جنگ ویتنام شنیده می‌شود. حتی اگر این کتاب شیطانی این بچه‌ها را به کشتن ندهد، چیزهای دنیایی زیادی هستند که به هر حال این کار را با ‌آن‌ها می‌کنند.
«داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» پر از سمبل‌های و اشارات مختلف بوده و لایه لایه‌هایی در مورد معصومیت گم‌شده و قدرت داستان‌ها در خود دارد. علاوه بر این در مورد قدرت خلق چیزی که تا چندین و چند سال همراه با مخاطب باقی بماند نیز صحبت کرده است. به نظر من این فیلم به راحتی از پس این کار برآمده است.
« داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» ۹ آگوست بر روی پرده رفت.

زویی کالتی آستین آبرامز ناتالی گنزورن گابریل راش مایکل گارزا

و حالا نظر سایر منتقدین در مورد این فیلم:

مت سینگر منتقد اسکرین‌کراش نوشته است:

«داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» فیلمی با محدودیت سنی برای تماشا است، و واقعا هم بی‌نهایت ترسناک است. اوردل به جای اینکه بر روی خون‌ریزی و یا موارد حال‌بهم‌زن تمرکز کند، بر روی تصاویری کابوس‌وار و سورئال تمرکز کرده است: جوش صورتی پر از عنکبوت و کودکانی از تخت‌خوابشان بیرون کشیده می‌شوند. یک صحنه‌ی به ‌‌خصوص فیلم که کودکی در راهروهای بی‌انتها در حال فرار از دست هیولایی است که هر لحظه نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود، بهترین تصویر‌برداری و تدوین را میان صحنه‌های ترسناکی که سال‌‌های اخیر دیده‌ام دارد. «داستان‌های ترسناک» کاملا مناسب مخاطب نوجوانش بوده و حسابی آن‌ها را خواهد ترساند.”

آندره اوردال گیرمو دل تورو

رز نایت منتقد آی‌جی‌ان در نقد خود نوشته است:

“بزرگ‌ترین مشکلی که «داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی» با آن مواجه بوده، این است که کسانی که در بچگی با این کتاب‌ها ترسیده‌‌اند، حالا دیگر بزرگ‌سالانی هستند که در زمینه‌ی آثار ترسناک به این آسانی‌ها دم به تله نمی‌دهند. اما برای بچه‌ها، فیلم به شدت ترسناک است. جای تاسف دارد که این فیلم در ماه اکتبر بر روی پرده نرفت، چرا که به نظرم یک فیلم کاملا مناسب برای هالووین بود.”

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نوشته داستان‌های ترسناک برای گفتن در تاریکی – اقتباسی کاملا ترسناک اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.