برای کسانی که عاشق فیلم‌های احساسی و تاثیرگذار هستند، «آسمان صورتی است» The Sky Is Pink، بهترین انتخاب خواهد بود. این فیلم خیلی بیشتر از ساخته اول این نویسنده و کارگردان، شونالی بوس در سال ۲۰۰۴، «مارگاریتا با نی» Margarita With a Straw که داستانی تاثیرگذار اما معمولی در مورد دختری با معلولیت‌ بدنی را روایت می‌کرد، احساسات مخاطب را درگیر می‌کند. در «آسمان صورتی است»، بوس با داشتن فیلم‌نامه‌ای نوشته نیلش مانیار، داستانی براساس ماجرای واقعی آیشا چادهری، دختر نوجوانی که با بیماری فیبروز ریه درگیر بود، ساخته است. والدین آیشا تمام زندگی خود را وقف دخترشان کردند تا او بتواند زنده بماند.

همچنین بخوانید:
نقد فیلم The Vigil – داستانی با ریشه‌هایی در مذهب یهود به ترسناکی فیلم احضار

در انتهای فیلم نیز تصاویری شاد از خانواده چادهری واقعی نمایش داده شده است.در این فیلم ملودرام، بوس به جای تمرکز بر این دختر بیمار، توجه داستانش ٰرا بر والدین او گذاشته است، والدینی صبور و مهربان با بازی دو ستاره بالیوود، پریانکا چوپرا و فرهان اختر. این نمایش همبستگی یک خانواده در شرایط سخت، اتفاق مهمی برای هندی‌های داخل و خارج کشورشان است، چرا که چوپرا و اختر دو هنرمند مهم سینمای بالیوود به شمار می‌روند. «آسمان صورتی است» در مراسمی در تورنتو قبل از اکران آن در ماه اکتبر در هند، نمایش داده شد.
این داستان طولانی بیشتر از دید آیشا روایت شده است، که از همان ابتدای داستان «آسمان صورتی است» اعلام می‌کند که پس از مرگش ماجرا را تعریف می‌کند و تاکید می‌کند این‌که مرده است “موضوع مهمی نیست”. هیچ حس ترحم به خودی در صدای آیشا به گوش نمی‌رسد، او به آرامی داستان خود و احساسات و از خود گذشتگی‌های خانواده‌اش را تعریف می‌کند.

او اصرار دارد که مادر خود آدیتی، زنی قوی و با انرژی با بازی چوپرا را “گوزن” و پدر خود نیرن، پدری فعال و با‌مسئولیت با بازی اختر را “پاندا” صدا کند. آدیتی و نیرن برخلاف باور معمول جامعه، از دو طبقه مختلف هستند و با هم ازدواج کرده‌اند.
این زوج خوشبخت که در خانه والدین نیرن در دهلی زندگی می‌کنند، با وجود از دست دادن دخترشان بعد از تولد به دلیل یک بیماری خودایمنی نادر، از داشتن پسری، به نام ایشان، خوشحال و راضی هستند. وقتی آدیتی متوجه می‌شود که بار دیگر باردار است، نیرن از او می‌خواهد که بچه را سقط کند. اما آدیتی که به مسیحیت رو آورده است، اصرار دارد که فرزندش را به دنیا بیاورد. پس از به دنیا آمدن آیشا، مشخص می‌شود که او هم مانند خواهرش به این بیماری مبتلاست. تنها شانس او برای زنده ماندن رفتن به لندن و انجام عمل جراحی است که خانواده از عهده هزینه آن برنمی‌آید. (عجیب است که دکتر انگلیسی در لندن با زبان هندی سلیس با آن‌ها صحبت می‌کند.)
نیرن با صدایی لرزان در شبکه تبلیغاتی رادیویی Sunrise Radio از جامعه هندی‌ها تقاضای کمک می‌کند. آن‌ها به ۱۲۰۰۰۰ پوند برای عمل پیوند مغز استخوان برای نجات جان آیشا نیاز دارند و در کمال تعجب عده‌ای زیادی به کمک آ‌ن‌ها می‌آیند. عمل با موفقیت انجام می‌شود، اما شرایط جسمی آیشا به حدی حساس است که برای ده سال نمی‌تواند از لندن خارج شود. او همچنین باید تحت شیمی درمانی باشد که ممکن است عواقب آن در آینده مشخص شود.
تازه ماجرای آیشا شروع شده است که فیلم «آسمان صورتی است» به صورت موازی به رابطه آدیتی و نیرن نیز می‌پردازد. نیرن برای نگه داشتن شغل خود و مراقبت از پسرشان ایشان، مجبور است به دهلی برگردد و آیدتی و آیشا را در لندن تنها بگذارد.

آسمان صورتی است

رابطه از راه دور آن‌ها با وجود تلفن‌های طولانیشان، از این بحران با موفقیت عبور می‌کند. در این قسمت فیلم می‌بینیم که چطور این دو بازیگر با بازی زیبای خود، احساس و رنج این دو شخصیت را در این شرایط خاص به نمایش گذاشته‌اند.
سرانجام نیرن که در صنعت رستوران‌داری به جایی رسیده است، به عنوان مدیر موفقی به لندن اعزام می‌شود. بهبود شرایط اقتصادی خانواده به آرامی رخ می‌دهد و وقتی آن‌ها با آیشای نوجوان (با بازی زایرا وسیم) به دهلی برمی‌گردند، به خانه بزرگ استخرداری نقل‌مکان می‌کنند. آدیتی همیشه نگران سلامتی دخترش است و به فکر هر راهی است که او را خوشحال نگه دارد و آیشا به دنبال راهی است که مانند هر دختر نوجوان دیگری آزادی داشته باشد و با دوستانش بیرون برود. با بروز نشانه‌های بیماری در آیشا، داستان وارد قسمت ناراحت‌کننده‌ای می‌شود. در بخش‌ پایانی فیلم «آسمان صورتی است»، نیرن ویدیو‌های خانوادگی از روزهای شادتر خانواده را نشان می‌دهد.
عنوان فیلم «آسمان صورتی است» از صحنه‌ای گرفته شده است که بچه‌های مدرسه ایشان را برای صورتی رنگ کردن آسمان در نقاشیش، مسخره کرده‌اند. اما آدیتی به او می‌گوید: “آسمان را هر رنگی که دوست داشته باشی می‌توانی رنگ کنی.” و با این حرف به نوعی نظریه این خانواده برای زندگی را بیان می‌کند. چوپرا حتی در نقش یک مادر نگران نیز فوق‌العاده ظاهر شده است. اختر تصویری از یک شوهر فداکار که عشق بی‌حد و اندازه‌‌ای به همسرش دارد، را به نمایش گذاشته است. این دو زوج فوق‌العاده، بهتر آن هستند که واقعی باشند.
با وجود چند آهنگ‌ و رقص‌ بالیوودی، آهنگ‌های شاد پاپ و کانتری استفاده شده در فیلم است که تا حدی حس غم‌انگیز داستان را تعدیل کرده است. حضور پنج کارگردان تصویری را نیز می‌توان دلیلی برای فضای شاد و روشن فیلم «آسمان صورتی است» دانست.
این مطلب از نوشته دبورا یانگ در سایت هالیوود ریپورتر گرفته شده است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نوشته آسمان صورتی است The Sky Is Pink – ملودرامی با بازی پریانکا چوپرا اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.