بعد از گذشت بیش از ۱۰۰ سال از کار سینما به‌جرئت می‌توان گفت که تابه‌حال هر موضوعی قبل از این کارشده است. بااین‌حال بعضی از فیلم ها هیچ تلاشی برای داستان‌گویی جدید نمی‌کنند و داستان فیلم‌های قدیمی را می‌دزدند. برای‌ شما از فیلم‌های کلاسیکی نوشته‌ایم که از روی فیلم‌های دیگر کپی کرده‌اند.

همچنین بخوانید:
سی سال، سی فیلم

۱- Alien / It! The Terror from Space

هیچ‌کس ادعا نمی‌کند «بیگانه» Alien اولین فیلم ساخته شده در مورد فضایی‌های شیطانی است، اما شباهت آن با فیلم It! The Terror From Space. ساخته‌ی سال ۱۹۵۸ غیرقابل‌انکار است.
هردوی این فیلم‌ها صحنه‌ها‌ی یکسانی دارند. در هر دو فیلم‌ موجودات بیگانه در یک وسیله‌ی هوانورد سفر می‌کند، به درون فضا پرتاب می‌شوند و در همان‌جا می‌میرند. البته سازندگان «بیگانه» هیچ‌وقت الهام گرفتن از It! The Terror from Space را تائید نکرده‌اند. تهیه‌کننده‌ی این فیلم در مورد نحوه‌ی کشته شدن این موجود گفته است: “این صحنه در حقیقت صحنه‌ای کلاسیک برای نویسندگان علمی‌-تخیلی به‌حساب می‌آید، درست همانند تیراندازی در فیلم‌های وسترن Western.”

۲- Star Wars / The Hidden Fortress

فیلم جنگ ستارگان

مسلماً انتظار نمی‌رود جورج لوکاس George Lucas «جنگ ستارگان» Star Wars را بدون الهام گرفتن از چیزی ساخته باشد؛ اما الهام گرفتن با دزدی ادبی فرق دارد. به‌طورقطع اگر فیلم حماسی سامورایی سال ۱۹۵۸ آکیرا کوروساوا Akira Kurosawa «دژ پنهان» The Hidden Fortress وجود نداشت، «جنگ ستارگان»ی هم ساخته نمی‌شد. حتی خود لوکاس هم یک‌جورهایی به این قضیه اعتراف می‌کند. لوکاس از اینکه چطور «دژ پنهان» داستانش را از چشمان دوتا از کم‌اهمیت‌ترین شخصیت‌ها روایت می‌کند تعریف کرده است. اگر فقط نحوه‌ی داستان‌گویی این دو فیلم مشابه بود موضوع فرق می‌کرد؛ اما داستان «جنگ ستارگان» همان داستان «دژ پنهان»ی است که در فضا اتفاق افتاده است. حتی «جنگ ستارگان‌»‌های بعد از لوکاس نیز از «دژ پنهان» الهام گرفته‌اند.

۳- A Fistful of Dollars / Yojimbo

فیلم به خاطر یک مشت ذلار

می‌توان گفت «به خاطر یک مشت دلار» A Fistful of Dollars، ساخته‌ی سال ۱۹۶۴، به‌طور کامل از روی فیلم کلاسیک سامورایی ۱۹۶۱ «یوجیمبو» Yojimbo آکیرا کوروساوا ساخته شده است. هردوی این فیلم‌ها داستانی مشابه دارند: فردی گوشه‌گیر و خجالتی به شهری کوچکی می‌آید، شهری که در جنگ میان دو گروه برای به دست گرفتن قدرت افتاده است. او در هر دو طرف نفوذ می‌کند و در نهایت همه را می‌کشد و با پاداش فراوانی فرار می‌کند. هر دو فیلم حال و هوایی وسترن و تاریک دارند. کوروساوا بعد از دیدن «به خاطر یک مشت دلار» گفته است:” فیلم خوبی است، اما فیلم من است!”
کوروساوا از لئونه Leone (کارگردان «به خاطر یک مشت دلار») برای این سرقت ادبی شکایت کرد و در نهایت ۱۵ درصد سود حاصل از این فیلم به او رسید.

۴- Hunger Games / Battle RoyaleHunger Games

فیلم عطش مبارزه

همه‌چیزش را مدیون فیلمی ژاپنی ساخته‌ی سال ۲۰۰۰ به نام Battle Royale است. هردوی این فیلم‌ها داستان ویران‌شهری را روایت می‌کنند که در آن کودکان مجبور به جنگ با یکدیگر می‌شوند. آن‌ها در نهایت مجبور می‌شوند برای سرگرم شدن بزرگ‌ترها همدیگر را بکشند. Hunger Games در نهایت این ایده را گرفته و به فیلمی غیر خشونت‌آمیز تبدیل کرده است، این در حالی است که Battle Royale در خشونت غرق شده است. بچه‌‌ها در Hunger Games علاقه‌ای به جنگیدن ندارند و مجبور به انجام این کارشده‌اند اما کودکان در Battle Royale از این کار بدشان نمی‌آید.
به‌طور خلاصه مقایسه‌ی این دو فیلم مثل این می‌ماند که در «شوالیه‌ی تاریکی» The Dark Knight به‌جای بت‌من Batman، رابین Robin بازی کند. از فیلم اصلی قطعاً بیشتر خوشتان می‌آید، مگر اینکه از خشونت فراری باشید و یا جنیفر لارنس Jennifer Lawrence را دوست داشته باشید.

۵- Cars / Doc Hollywood

ماشینها

فیلم‌های پیکسار Pixar به خاطر کیفیت‌ خوبشان شهرت پیداکرده‌اند. حتی ساخته‌‌های ضعیف‌تر این کمپانی مانند «ماشین‌ها» Cars دیدنی و بامزه‌اند؛ اما در مورد این فیلم مشکلی بزرگ‌تر وجود دارد، چراکه داستان آن دزدی است.
«ماشین‌ها» داستان ماشین مسابقه‌ی مغروری است که به شهری کوچک فرستاده می‌شود. او در آنجا باهمه دوست می‌شود، عاشق می‌شود و در نهایت تصمیم می‌گیرد همان‌جا بماند. داستانی دقیقاً مطابق با داستان «دکتر هالیوودی» Doc Hollywood ساخته‌ی سال ۱۹۹۱. در این فیلم دکتری مغرور به شهری کوچک تبعید می‌شود، باهمه دوست می‌شود، عاشق می‌شود و در نهایت تصمیم می‌گیرد همان‌جا بماند. داستان‌ها از یکدیگر مو نمی‌زنند اما سازندگان این فیلم تصمیم گرفتند از پیکسار شکایت نکنند.

۶- Disturbia / Rear Window

فیلم آشفته

«آشفته‌»‌ی Disturbia سال ۲۰۰۷ فیلمی در مورد پسری است که درون اتاقش زندانی شده و زمانش را با تماشای همسایه‌‌هایش می‌گذراند. او به یکی از همسایه‌هایش مشکوک شده و در نهایت می‌فهمد همسایه‌اش قاتل است. «پنجره‌ی عقبی» Rear Window ساخته‌ی سال ۱۹۵۴ داستان مردی است که در اتاقش گیر افتاده است و رفت‌وآمد همسایه‌هایش را زیر نظر دارد و به یکی از آن‌ها مشکوک شده و می‌فهمد که قاتل است. همان‌طور که متوجه شدید داستان هر دو فیلم کاملاً عین همدیگرند.
در سال ۲۰۰۸ نویسنده‌ی داستان کوتاهی که «آینه‌ی عقبی» از روی آن ساخته شده بود از سازندگان «آشفته» شکایت کرد. شکایتی که در نهایت به‌جایی نرسید و دادگاه در کمال تعجب به نفع «آشفته» رأی داد. ازنظر قاضی این دو فیلم فقط در داستان کلی شباهت داشته و داستان‌های فرعی و حال و هوای این دو فیلم کاملاً متفاوت بودند.

۷- Lockout / Escape From New York

فیلم گرفتار

وقتی یک فیلم‌ساز می‌خواهد از روی فیلم دیگری دزدی کند معمولاً فیلمی گمنام را برای این کار انتخاب می‌کنند تا این دزدی به‌راحتی لو نرود؛ اما لوک بسون Luc Besson برای فیلم‌برداری «گرفتار» Lockout در ۲۰۱۲، فیلم مشهور «فرار از نیویورک» Escape From New York ساخته‌ی سال ۱۹۸۱ را انتخاب کرد.
در «فرار از نیویورک» کرت راسل Kurt Russell نقش مجرمی را ایفا می‌کند که بعد از یک اتفاق آخر-الزمانی درون نیویورک گیر می‌افتد و مجبور است رئیس‌جمهور را نجات دهد. در «گرفتار» گای پیرس Guy Pearce نقش مجرمی را ایفا می‌کند که به یک ایستگاه فضایی فرستاده می‌شود تا دختر رئیس‌جمهور را نجات دهد. علاوه بر این در هر دو فیلم قهرمان داستان کیف‌هایی پر از مدارک مهم را پیدا می‌کند و در نهایت این مدارک را در حین عملیات، نجات می‌دهد. هردوی آن‌ها پس از مدت‌ها همکاری قدیمی را می‌بینند، همکاری که در نهایت می‌میرد. دلیل شکایت کارگردان «فرار از نیویورک» از بسون واضح است، شکایتی که به پرداخت جریمه‌ی ۲.۴ میلیون دلاری بسون منتهی شد.

۸- Reservoir Dogs / City on Fire

فیلم سگ های انباری

این دو فیلم مثالی واضح از دزدی ادبی است. شاهکار سال ۱۹۹۲ کوئنتین تارانتینو Quentin Tarantino «سگ‌های انباری» Reservoir Dogs از هر نظر کپی فیلم ۱۹۸۷ «شهر در آتش» City on Fire رینگو لام Ringo Lam است.
تارانتینو خط به خط «شهر در آتش» را ندزدیده است، بلکه داستان کلی و چندین صحنه را از روی این فیلم برداشته است. هردوی این فیلم‌ها در مورد نقشه‌هایی جنایی و سرقتی بزرگ است که یکی از شخصیت‌های آن در حقیقت یک پلیس مخفی است. صحنه‌ی معروفی که در آن دو مجرم و یک مأمور پلیس در یک حالت مثلث‌وار بر روی‌هم اسلحه کشیده‌اند ازجمله صحنه‌های دزدی تارانتینو است. صحنه‌ا‌ی که یک مرد با دو تفنگ از پشت شیشه‌ی ماشین به پلیس‌ها شلیک می‌کند، صحنه‌ی راه رفتن مردها با کت‌وشلوار مشکی در شهر و صحنه‌ا‌ی که دزد از هویت پلیس مخفی مطلع می‌شود همگی دزدی هستند. خود تارانتینو هم به این موضوع اقرار کرده است. به گفته‌ی او:” «شهر در آتش» فیلم خوبی است. این فیلم تأثیر زیادی روی من گذاشته است و ایده‌‌های زیادی از آن گرفته‌ام.”

۹- Lion King / Kimba the White Lion

شیر شاه

شباهت «شیر شاه» Lion King و «کیمبا شاه سفید» Kimba the White Lion بیشتر از آن است که آن را یک اتفاق بدانیم. شخصیت‌های فرعی هر دو فیلم مثل یک پرنده، یک بابون پیر و دانا و یک کفتار دیوانه مشترک هستند. حتی اگر این‌‌ها هم دلیل کافی نباشد، در طرح‌های اولیه سیمبا Simba، درست همانند کیمبا، موهایی سفید داشته است.
با این‌که فیلم‌نامه‌ی دو فیلم تفاوت‌‌های زیادی باهم دارند اما در صحنه‌های زیادی باهم اشتراک دارند. وقتی روح موفاسا Mufasa از میان ابرها ظاهر می‌شود تا سیمبا را نصیحت کند را به یاد دارید؟ و یا صحنه‌ی آغازین فیلم وقتی سیمبا بر روی سنگ‌ها می‌ایستد و به قلمروهای آینده نگاه می‌کند. همه‌ی این صحنه‌ها اول از روی «کیمبا» ساخته شده‌اند.
سازندگان «کیمبا» از ترس باخت در دادگاه مقابل وکلای قوی دیزنی Disney کوتاه آمده و «شیر شاه» را اثری متفاوت از «کیمبا» خوانده‌اند.

۱۰- The Island / Parts: The Clonus Horror

جزیره

فیلم هیجان‌انگیز علمی‌-تخیلی ساخته‌ی سال ۲۰۰۵ مایکل بی Michael Bay، «جزیره» The Island شهرت بدی پیدا کرد: سازندگان فیلم Parts: The Clonus Horror ساخته‌ی ۱۹۷۹ از بی به خاطر دزدیدن موضوع فیلمشان شکایت کردند.
هردوی فیلم‌ها در مورد یک کلونی مخفی از آدم‌ها شکل گرفته برای استفاده از اعضای بدنشان بود. در هردوی آن‌ها از میان این کلونی یک قهرمان به پا می‌خیزد. قهرمانی که سر از ماجرا در آورده و جلوی این برنامه را می‌گیرد و افراد پشت آن را معرفی می‌کند. هردوی این فیلم‌ها در گیشه فروش خوبی نداشتند تهیه‌کننده‌ی Parts: The Clonus Horror، رابرت فایوسان Robert Fiveson، بعد از دیدن آنونس «جزیره» متوجه شباهت زیاد آن با فیلمش شد و بعد از تماشای فیلم برای بیش از ۹۰ مورد تشابه دو فیلم به دادگاه شکایت کرد. این شکایت تصمیم درستی بود چراکه بی برای راضی کردن او مجبور به پرداخت جریمه‌ی هنگفتی شد.
این مطلب برگرفته از نوشته‌ی جیسون یانون Jason Iannone در سایت www.looper.com است.

کپی برداری و نقل این مطلب به هر شکل از جمله برای همه نشریه‌ها، وبلاگ‌ها و سایت های اینترنتی بدون ذکر دقیق کلمات “منبع: بلاگ نماوا” ممنوع است و شامل پیگرد قضایی می شود.

نوشته ۱۰ سرقت بزرگ ادبی سینما اولین بار در بلاگ نماوا. پدیدار شد.